
عشق قابیل است امروز سر کلاس دوازدهمیها از مولانا گفتم و نینامه را شروع کردیم. به خاطر ضریب بالای درس ادبیات و نکتههای ناتمام زبانی و ادبی همه از لذت ادبیات واقعی محروم شدهایم. مجبورم به هر شیوهای ساعت درسی را جذاب نشان بدهم. در کنار روایت عشق و مولانا و رفاقت نامتعارفش با شمس [بر اساس اطلاعات زرد و خالهزنکی مجازی] دو غزل از زندهیاد نجمه زارع را به یاد گذشته مرور کردم و ناگهان چشمهای خوابیده و حسهای زنگار گرفته بیدار شدند و چقدر به وجد آمدند!! که مگر میشود شعر اینهمه درد عشق را بفهمد...
ادامه مطلب