تاسه

خرید بک لینک

کتابxadهایی را که برای اهدا به مناطق محروم آماده کرده، توی کارتنxadخالیxadهای آجیل و خشکبار تواضع میxadچیند. کارتنهایی که از مهمانی مفصل شب یلدای مدیر دست خالی برگشتهxadاند. چشمش میxadافتد به جلد فشردهxadی فرهنگ لغت. دست میxadگذارد روی حرف "ت". همان اول میxadرسد به تاس. تاسا. تاسه یعنی اندوه، ملال. تاسهگرفتن: احساس خفگی. تاسانیدن: فشردن گلوی کسی. کتاب را برمیxadگرداند به قفسه. این کلمات از غنچهxadخاطر بهترند. ترجمان احوالش.

توی سرش صدا پیچیده. کتاب به چه دردشان میxadخورد؟

سر میxadچرخاند و با عذاب وجدان چشم میxadدوزد به کتابxadخانهxadی ایستاده.

تولستوی با ریشی انبوه و نگاهی اخمxadآلود روی جلد کتاب چشم دوخته به روبهxadرو، به پوستر اینیشتنی که ابروی بیxadخیالی بالا داده و تکیه کرده به دیوار. اینxadها را خودش به کتابخانه هدیه کرده. همچنان زمستان است. کلید را در ظلمتِ درِ بسته میxadچرخاند و قفلش میxadکند. برمیxadگردد سر میز بازیِ زندگی، دور تکراری و همیشگی. پاورقیِ پوستر توی ذهنش میxadچرخد و میxadرقصد.

میxadچرخد و میxadرقصد و میxadخواند: «خداوند با جهان تاس بازی نمیxadکند.»

تکهای از داستان تاسه

از مجموعه داستان به نام زندگی

داستان مدام باد میآید

داستان ساکنان معبد یورت

یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۳ ساعت 12:3 توسط مشقِ مُدارا

میلاد امام حسن...

ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 15:55

صفحه بندی