ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19
کتابxadهایی را که برای اهدا به مناطق محروم آماده کرده، توی کارتنxadخالیxadهای آجیل و خشکبار تواضع میxadچیند. کارتنهایی که از مهمانی مفصل شب یلدای مدیر دست خالی برگشتهxadاند. چشمش میxadافتد به جلد فشردهxadی فرهنگ لغت. دست میxadگذارد روی حرف "ت". همان اول میxadرسد به تاس. تاسا. تاسه یعنی اندوه، ملال. تاسهگرفتن: احساس خفگی. تاسانیدن: فشردن گلوی کسی. کتاب را برمیxadگرداند به قفسه. این کلمات از غنچهxadخاطر بهترند. ترجمان احوالش.توی سرش صدا پیچیده. کتاب به چه دردشان میxadخورد؟سر میxadچرخاند و با عذاب وجدان چشم میxadدوزد به کتابxadخانهxadی ایستاده.تولستوی با ریشی انبوه و نگاهی اخمxadآلود روی جلد کتاب چشم دوخته به روبهxadرو، به پوستر اینیشتنی که ابروی بیxadخیالی بالا داده و تکیه کرده به دیوار. اینxadها را خودش به کتابخانه هدیه کرده. همچنان زمستان است. کلید را در ظلمتِ درِ بسته میxadچرخاند و قفلش میxadکند. برمیxadگردد سر میز بازیِ زندگی، دور تکراری و همیشگی. پاورقیِ پوستر توی ذهنش میxadچرخد و میxadرقصد.میxadچرخد و میxadرقصد و میxadخواند: «خداوند با جهان تاس بازی نمیxadکند.»تکهای از داستان تاسهاز مجموعه داستان به نام زندگیداستان مدام باد میآیدداستان ساکنان معبد یورت یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۳ ساعت 12:3 توسط مشقِ مُدارا میلاد امام حسن...ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 15
با خوندن این مقالهی ترجمان یاد جملهای از آلبرکامو افتادم در نمایشنامهی کالیگولا:«دور و بر من هرچه هست دروغ است و من میخواهم که مردم با راستی زندگی کنند. وسیلهاش را هم دارم تا آنها را وادارم که با راستی زندگی کنند، چون میدانم که آنها چه ندارند. آنها معرفت ندارند. معلمی میخواهند که بداند چه میگوید. در سرتاسر امپراتوریِ روم تنها کسی که آزاد است منم. بروید و به روم اعلام کنید که عاقبت به موهبت آزادی رسیده است و با این آزادی آزمون بزرگی آغاز میشود.» سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۳ ساعت 11:11 توسط مشقِ مُدارا میلاد امام حسن...ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 15
سرِ استاد کاکاوند سلامت! اونقدر سر کلاس از این شعر نصرت رحمانی با اندوه یاد میکرد که هر وقت اشتیاق اغراقشدهی کسی رو برای رفاقت میبینم با خودم مرورش میکنم و دلم میخواد از همون اول این کلمات رو به قامت رفاقتهای قراردادی ضمیمه کنم:ای دوستاین روزهابا هر که دوست میشوم احساس میکنمآنقدر دوست بودهایم که دیگروقت خیانت استانبوه غم حریم و حرمت خود رااز دست داده استدیریست هیچ کار ندارممانند یک وزیروقتی که هیچ کار نداریتو هیچ کارهایمن هیچ کارهام: یعنی که شاعرمگیرم از این کنایه هیچ نفهمی!*نقاشی به "زلالی یک عشق" اثریست از ایران دروّدی. بعد از پنج سال، دوباره در فاصلهی دو نقطه را خواندم و اینبار جور دیگری او را میفهمم؛ زیبا زیستن زنی به نام ایران را. سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 14:38 توسط مشقِ مُدارا میلاد امام حسن...ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 21
ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 24