
"ادبیات علیه استبداد" نوشتهی پیتر فین و پترا کووی اثر ارزشمندیست در قالب زندگینامه دربارهی بوریس پاسترناک_نویسندهی دکتر ژیواگو _که تاریخ فرهنگی و نقش مهم ادبیات در سیاست را در دوران جنگ سرد به تصویر میکشد. داستانی پر کشش و کاملا مستند به شیوهی پژوهشی که در اشارات ارزشمندی، نقبی به زمانهی حاضر میزند و در قالب ادبیاتی روشنگر دوران سرد و تاریک استبداد روسیه را در جزییترین لایههای زندگی به تصویر میکشد. از نظر حکومت، ادبیات ابزاری بود کارآمد برای تبلیغات سیاسی فراگیر و شستشوی ذهنی مردم برای هدایت آنها به سمت و سوی سوسیالیسم. اما پاسترناک توانست در بطن این جامعه از ناهمگونیها و خیانتهای خواسته و ناخواستهی نویسندگان و اندیشمندان روایت منسجمی فراهم بیاورد و با خلق دکتر ژیواگو ادبیات را در دوران استبداد با چهرهای دیگر به جهانیان معرفی کند.
کتاب ادبیات علیه استبداد در شانزده فصل به شرایط جامعهی کمونیستی شوروی پرداخته؛ در خدمت و خیانت نویسندگان، جاسوسی و تهدید، ماهیت نبوغ، تلاش کشورهای غربی برای چاپ دکتر ژیواگو به زبانهای مختلف، طرد شخصیتی چون بوریس پاسترناک و مرگ غم انگیز این نویسنده و در نهایت اعتراف خروشچف رهبر حزب پس از مرگ پاسترناک که دیر دکتر ژیواگو را خواند و اعتراف کرد که این اثر اصلا ضد شوروی نبوده است.
«استالین طی دیدارش با نویسندگان در خانهی قصرمانند ماکسیم گورکی، گیلاسش را به سلامتی تولید هرچه پربارتر ادبیات شوروی بالا برد و سپس گفت: "تولید ارواح انسانی مهمتر از تولید توپ و تانک است...نویسنده نباید ساکت در گوشهای بنشیند، نویسنده باید زندگی مردم کشورش را بشناسد. و این حرف درستی است. آن چیزی که انسان را از نو میسازد خودِ زندگی است. اما شما میتوانید به دوبارهسازی روح انسانی کمک کنید. این موضوع یعنی تولید ارواح انسانی اهمیت دارد. و به همین خاطر من گیلاسم را به سلامتی شما نویسندگان که مهندسان روح انسانید، مینوشم."»
این جملات دورنمای آراء سازماندهی نویسندگان شورویست که به تبع آن" نویسندگان درون پیلهای از امکانات رفاهی به دام افتادند، در حالیکه دورتادور آنها را شبکهای از جاسوسان و خبرچینان فرا گرفته بود."
دیگر چه میتوان کرد که هم از نخست
ترتیب صحنهها از پیش مقدر است
و پایان این راه محتوم
تنها ماندهام هر آنچه هست در تزویر غوطهور است
آری که زیستن گذری باطل بر دشتی تهی نیست.
سطرهایی برگرفته از شعر هملت به ترجمهی پاسترناک که بر سر مزار او خوانده میشد. این اثر را نشر ثالث با ترجمهی خوب و روان بیژن اشتری در 491 صفحه به چاپ رسانده است. "کتابی خوشخوان با تصویری بیکم و کاست از ملتی که وحشت و بیخردی بر آن حکم میراند..."
میلاد امام حسن...ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 80