چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 14:46 توسط مشقِ مُدارا |
بیستون را یاد آر!
دست هایت را بسپار به کار،
کوه را چون پَر کاه از سر راهت بردار!
وه چه نیروی شگفتانگیزی است،
دستهایی که به هم پیوسته است
به یقین، هر که به هر جای، درآید از پای
دستهایش بسته است
دست در دست کسی،
یعنی: پیوند دو جان
دست در دست کسی
یعنی: پیمان دو عشق
دست در دست کسی داری اگر،
دانی، دست،
چه سخن ها که بیان می کند از دوست به دوست؛
لحظهای چند که از دست طبیب،
گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد؛
نوشداروی شفا بخشتر از داروی اوست
چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دست
پرچم شادی و شوق است که افراشتهای
لشكر غم خورد از پرچم دست تو شکست
دست، گنجینه مهر و هنر است:
خواه بر پرده ساز
خواه در گردن دوست
خواه بر چهره نقش
خواه بر دنده چرخ
خواه بر دسته داس
خواه در یاری نابینایی
خواه در ساختن فردایی
آنچه آتش به دلم می زند، اینک، هر دم
سرنوشت بشرست،
داده با تلخی غمهای دگر دست به هم
بار این درد و دریغ است که ما
تیرهامان به هدف نیک رسیده است، ولی
دست هامان، نرسیده است به هم
فریدون مشیری
ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 25