یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۲ ساعت 10:44 توسط زهرا محمودی |

دجله به حال تو ناله کند نوشتهی امیلی یِن مَلفَتو، متولد سال ۱۹۸۹ در فرانسه، که در رشتهی علوم سیاسی تحصیلات خود را به پایان رسانده است. وی مدتی خبرنگار و عکاس بوده و با نخستین رمانی که بر اساس مستندات و مشاهداتش در عراق نوشت، توانست خود را به عنوان یک رماننویس مطرح معرفی کند.
دجله...داستان زن جوانیست در عراق که قرار است به دست برادرش کشته شود. داستان چندین شخصیت دارد که هر کدام از زاویه دید خودشان داستان را روایت میکنند و از این منظر رمان مشهور اورهان پاموک "نام من سرخ" به ذهن متبادر میشود. در بین این راویان، دجله نیز به عنوان شاهدی به سخن میآید و از سرنوشت تلخ زندگی مردمان این سرزمین میگوید. نویسنده با بهرهگیری از خردهروایتهایی مستند از شرایط جنگ عراق و کشتار مردمانش و حضور آمریکاییها به بهانهی مبارزه با داعش، داستان را به روایت اصلی آن پیوند میزند؛ رنج زنانی که در چنین شرایط و سرزمینی عاشق میشوند و تاوان میدهند.
داستان کوتاه است و روان، با زبانی شاعرانه و کشش آن مخاطب را وا میدارد تا پایان آن یعنی روایت رود دجله از کشته شدن زن، پای داستان بماند. موضوعی که مخاطب فارسیزبان اصلا با آن بیگانه نیست. همه میبینند و کاری نمیکنند. مادر و عروس هم حق را به مردان متعصب خود میدهند.
«ما در خون چشم به دنیا میگشاییم، در خون زن میشویم، در خون وضع حمل میکنیم و همین حالا هم خون جاری است. گویی زمین آنقدر که باید، خون زنان را ننوشیده است. گویی خاکِ عراق هنوز تشنه مرگ است، تشنه خون، تشنه معصومیت. بابِل به اندازه کافی خون ننوشیده است. مدتها لبِ رود انتظار کشیدم تا ببینم آب سرخ میشود».
*دجله به حال تو ناله کند در ۸۸ صفحه با ترجمهی خوب ابوالفضل اللهدادی توسط نشر ثالث منتشر شده است.
**راستش وقتی پیامکها و تذکرها را میبینم برای موی رهای دختران پانزدهشانزده ساله، و زن میانسال رهگذری_به شدت عصبانی _ میخواهد آمرانه چنگ بیاندازد به سر و روی این آرزومندان لبریز از سادگی، برایم ماجرای این داستان خیلی هم بدیع به نظر نیامد.
ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58